حتما شما هم شنیده اید تا حرف از تاریخ دوره باستان می شود، شنونده ها صحبت دوره «هوخشتره» را می کنند و عصر پادشاه وزوزک و حرف ها به شوخی کشانده می شود. این اسم «هوخشتره» عملا برای همه یادآور دوردست بودن دوره باستان و عجیب بودن زبان های باستانی است و قابل درک ترین مثال از نبود ارتباط دوره باستان با زندگی امروز ما.

مجله اینترنتی برترین ها





مجله روشن - خداداد رضاخانی*: حتما شما هم شنیده اید تا حرف از تاریخ دوره باستان می شود، شنونده ها صحبت دوره «هوخشتره» را می کنند و عصر پادشاه وزوزک و حرف ها به شوخی کشانده می شود. این اسم «هوخشتره» عملا برای همه یادآور دوردست بودن دوره باستان و عجیب بودن زبان های باستانی است و قابل درک ترین مثال از نبود ارتباط دوره باستان با زندگی امروز ما.

اما از طرفی، همه اما سریعا به تاریخ 2500 ساله مان ارجاع می دهیم و هویت مان را از آن می گیریم. یعنی برای ما، این تاریخ هم ملموس و بخشی از شخصیت هر روزه مان است، هم دوردست و مربوط به دوران «هوخشتره»ها. دوران این هوخشتره، اگر او را به عنوان سومین پادشاه ماد قبول کنیم، چندان اما از آغاز این 2500 سال قدیمی تر نیست.

هوخشتره از کورش چی کم تر داشت؟
هوخشتره

راستش را بخواهید، هوخشتره فقط یکی دو نسلی قبل از «کورش» زندگی می کرده و دورانش باید برای ما به همان اندازه مورد ارجاع باشد که دوره کورش و داریوش. اما می بینید که حتی اسمش هم برای ما غریب و نامانوس است، در صورتی که اسم های کورش و داریوش و خشایارشا را دور و برمان می بینیم و می شنویم و حتی با افتخار روی بچه های خود می گذاریم.

انتخاب کورش و هخامنشیان، به عنوان آغازگران تاریخ ایران و بیش تر از آن، عدد 2500 سال برای طول این تاریخ، ارتباط زیادی به روایت مورد نیاز در دوره معاصر برای شکل دادن به هویت تاریخی ملت کشور ایران دارد. اما می شود دید که هم این عدد و هم این دوره نشان دهنده تغییر خاصی نیستند و به راحتی می شده نقطه قبل تر یا بعدتری از تاریخ را به عنوان «آغاز» تاریخ ایران انتخاب کرد. مثلا حتی اگر هدف مان از انتخاب دوره هخامنشی، «ایرانی» بودن زبان آن ها باشد، دوره ای که «هوخشتره» در آن زندگی می کرده، یعنی دوره «مادی» را هم می شود به راحتی از طریق همین شاخصه، یعنی «ایرانی»بودن زبان شان، به عنوان نقطه آغاز برگزید.

مگر نه این که طبق همان روایاتی که در آن کورش شخصیت اصلی است، یعنی روایات یونانی، مادر کورش دختر آستیاگ مادی بوده و آستیاگ هم پسر همین هوخشتره؟ پس چرا این هست و آن نه؟ پس می شود به راحتی این تاریخ را از دوره «ماد» آغاز کرد و در مورد تاریخ «2600 ساله ایران صحبت کرد. اما حالا که چه؟ که صد سال «آغاز» تاریخ را عقب برد و به چه هدفی رسید؟

هوخشتره از کورش چی کم تر داشت؟
دروازه بابل در دوران آشوریان

حقیقت این است که اگر از قید و بند «تاریخ ما» بیرون بیاییم و تاریخ را به صورت مجموعه ای از روایات مرتبط و خارج از مرزهای کشورهای امروزه ببینیم، می توانیم بهتر به روند تکامل تاریخی، گسست ها و پیوست ها، و گذشت زمان تاریخی بپردازیم. برای مثال، اگر تاریخ ایران را محدود به ورود «فارسی زبان ها» (یا به قول غلط معروف، «آریایی»ها نکنیم)، می بینیم که مادها و هخامنشی ها نه تنها «آغازگر» تاریخ در منطقه نبوده اند، بلکه در میانه این تاریخ جا گرفته اند.

در زمانی که کورش «بابل» را فتح می کرد، هزار سال از عمر آن می گذشت. او هم چنین قبل از بابل موفق به فتح «شوش» شده بود. شهری که در آن دوره، نزدیک به سه هزار سال از پایه گذاری اش می  گذشت. هوخشتره و کورش، جانشینان حکومت های چندصد و چندهزار سالهای مانند «مانایی ها»، «اورارتو» و البته «اکد» و «آشور» و «عیلام» بودند.

خود کورش به عنوان حاکم «آنشان» [آن طور که در استوانه معروفش می گوید]، درواقع عضوی از پادشاهی باستانی انشان بود که بخش مهی از تمدن عیلامی محسوب می شد. لقب «حاکم انشان و شوش» برای قرن ها لقب پادشاهان بزرگ عیلام نظیر «شوتروک نخونته» و «شیلهاک اینشوشیناک» بود. این دو اسم نخراشیده که باعث می شوند «هوخشتره» به نظرتان خیلی هم معمولی بیاید، از جمله اسامی ای هستند که در بین پادشاهان عیلامی معمول بودند.

شاید اسم عیلامی ها از کتاب های تاریخ دبستان و راهنمایی به یادتان مانده باشد، هرچند مولفان کتاب های درسی جرات نمی کردند اسم «شوتروک نخونته» را بیاورد از ترس آن که همین علاقه کم دانش آموزان به تاریخ هم ناپدید شود و مبادا معلم هایی که تاریخ را فقط به صورت فهرست بلندبالایی از اسم و عدد ارایه می دادند، حالا دانش آموزان را مجبور کنند به یادگیری تلفط این اسم ها! اما همان طور که دلیلی ندارد «هوخشتره» را بخشی از «تاریخ مان» ندانیم، مطمئنا دلیل خوبی هم نمی شود برای وارد نکردن شوتروک نخونته به روایت تاریخ ارائه داد.

اهمیت پادشاهان عیلامی در تاریخ خاورمیانه و فلات ایران اگر بیش تر از اهمیت کورش و هوخشتره نباشد، بدون شک کم تر هم نیست. اما کم تر کسی است که در روایت معمول تاریخ از ایران، به کسانی مانند آن ها همان اهمیت و وزنه ای را بدهد که به کورش و حتی هوخشتره می داد.

این جاست که می توانیم به بحث تاریخ سنتی و روایت تاریخ مدرن بازگردیم و ببینیم چرا بخش هایی از تاریخ حتی «خاک» ایران در هر دو روایت «سنتی» و «مدرن» جا نگرفته اند.

*محقق و مدرس در دانشگاه برلین
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه