ادبیات طنز

آشیخ حسن، سلام از دور !

یکصد و هشتمین شب شعر طنز «درحلقه رندان» با حضور طنزپردازان و علاقمندان به طنز،در تالار سوره حوزه هنری برگزار شد. شروین سلیمانی در ابتدای مراسم «درحلقه رندان» شعر طنزی را قرائت کرد که در زیر می خوانیم:. در وادی ازدواج گیر افتادم/ از بام به یک بشکه قیر افتادم/ رفتم بکنم شکار آهو اما/ چون گور خری به چنگ شیر افتادم. سلیمانی در ادامه شعر طنز دیگری را خواند که بخشی از آن به شرح زیر است :. پیک مرگ آمد شبی شوق جهانم را گرفت/ تا به خود جنبیدم عزرائیل جانم را گرفت/ سرنشین بنز آن دنیا شدم بی گفتگو/ مرگ در پس کوچه دنیا ژیانم را گرفت/ رد شدم با پای لرزان از

ادامه مطلب ...
شعرم چقدَر پیام دارد؟!(طنز)

اشعار طنزی از سعید سلیمان پور ارومی، معصومه پاکروان و عباس احمدی. میز باوفا! سعید سلیمان پور ارومی. یکی از بزرگان به شکلی تمیز. شنیدم که چسبید عمری به میز!. چو گیسویِ مه‌طلعتانِ «طراز». مدیریت و عمر او شد دراز. به هنگام نزعش ز خویشان کسی. برآن میز زد زور بیجا بسی. نشد کَنده میز از برِ محتضر. مگر شد از آن محتضر را خبر. بزد شیشه قرص را بر سرش. که میزش نگردد جدا از برش. همه در عجب چون پس از مرگ نیز. نداد از کف خویش دامان میز. نگو میز بر کس ندارد وفا. تو بنگر وفاداری میز را. شده میّت و میز با هم کفن. در این کار حیران شده گورکن. جدا کردنش چون نه مقد

ادامه مطلب ...
خودکشی گربه با مرگ موش!

«کاریکلماتور» خون تازه ای است در رگ های طنز ایران، شاپور تمام حرف هایی را هم که در صحبت روزمره ی خود می زند کاریکلماتور است. وقتی وارد مجلسی می شود خداحافظی می کند و هنگامی که مجلس را ترک می کند سلام می دهد!. از یادداشت عمران صلاحی درباره ی پرویز شاپور: دنایی که «شاپور» آفریده بسیار زیبا و شگفت انگیز است. وقتی آدم به دنیای شاپور پا می گذارد مثل بچه ای است که وارد یک گاردن پارتی عجیب شده مثل بچه ای که با حیرت به یک منظره ی آتش بازی می نگرد. شاپور کوتاه ترین خط را برای طرح و کوتاه ترین کلمه را برای طنز به کار می گیرد و می گوید: «چرا بی خود ولخ

خودکشی مرگ موش خودکشی با مرگ موش

ادامه مطلب ...
پنیرت را بردار،همسایه‌ات دزدست

برای آن که بتوانید کتاب بنویسید، احتیاج به مقداری سواد خواندن و نوشتن و کمی هم جسارت دارید؛ هر چند این روزها کسی آن‌قدر اعصاب ندارد که برای هر کاری برود سواد آن کار را هم یاد بگیرد، اما خب اگر بتوانید تعدادی جمله سر هم کنید که یک عده را به حیرت وادارد، گام اول را محکم برداشته‌اید؛. طنز منثوری از جلال سمیعی: یکم:. برای آن که بتوانید کتاب بنویسید، احتیاج به مقداری سواد خواندن و نوشتن و کمی هم جسارت دارید؛ هر چند این روزها کسی آن‌قدر اعصاب ندارد که برای هر کاری برود سواد آن کار را هم یاد بگیرد، اما خب اگر بتوانید تعدادی جمله سر هم کنید که یک عده ر

ادامه مطلب ...
قصه ی قتل دختری ساده

سه شعر طنز از سه طنز پرداز؛ راشد انصاری ، نسیم عرب امیری و ابوالفضل زرویی نصرآباد. چرخ راشد انصاری:. شــــاید نمـــی دانی که گاهـی چرخ می چرخد. چرخ است خب!خواهی نخواهی چرخ می چرخد. فـــــرقی نــــدارد روی خــــاک ســـرد بنشــینی. یا روی تخــت پادشــــاهی ، چــــرخ مــی چرخد. تا آب مــــی بیند به خــــود گرداب، مــــی گردد. تا مــــی زند در آب ماهـــی چـــرخ، مــی چرخد. گاهی خودت هم خنده ات می گیرد از ایــن که،. با یــک دلیل پوچ و واهــــی چـــرخ مـــی چرخــد. بنـــده دو زن دارم ! یکــــی تهـــران یکــی بنـــدر. با هر سفیدی و سیاهی چرخ مــــــی

ادامه مطلب ...
دوای ضد فراموشی (طنز)

چه می خواستم بگویم؟ برای آدم که هوش و حواس نمی ماند . آها . یادم آمد جریان این است که ارادتمند دو سه سال است که حافظه ام را از دست داده ام و از رجال قوم هم فراموشکار تر شده ام. چه می خواستم بگویم؟ برای آدم که هوش و حواس نمی ماند . آها . یادم آمد جریان این است که ارادتمند دو سه سال است که حافظه ام را از دست داده ام و از رجال قوم هم فراموشکار تر شده ام مثلا سه سال پیش تصمیم گرفتم زن بگیرم والده و مالده را راه انداختیم رفتیم یک دختر خانمی را برای همسری انتخاب کردیم چند روز بعد رفتیم محضر و عقد ازدواج را بستیم و قرار شد جمعه بعدش عروسی کنیم ولی

دوای فراموشی دوای ضد فراموشی

ادامه مطلب ...
دیوار کوتاه / طنز

دیوار کوتاه / طنز شعر برگزیده مقام دوم ششمین جشنواره طنز مکتوب. دیوار کوتاه | محمدرضا مختارنژاد. هیچ‌کس از حال و وضع دیگران آگاه نیست. گر شود آگاه هم، گوید مجال آه نیست. بی‌دلیل آدم نمی‌افتد به یاد دیگران. هیچ‌کس را شوق افتادن میان چاه نیست. نیست شیرین کام تو، فرهاد، با شیرین شدن. آن‌که از امروز با تو گاه هست و گاه نیست. کار شطرنج است بازی دادنِ بازیگران. کیش و ماتش در ید جاه و جلال شاه نیست. هرکه پا کج می‌گذارد ارتوپد باید روَد. تا بفهمد مشکل از پاهاش هست، از راه نیست. راه‌ها هموار از لطف اداره‌ی راه شد. گر تو می‌افتی زمین تقصیر خلق‌الله نیست.

دیوار کوتاه کوتاه طنز

ادامه مطلب ...
اندر فواید کتاب سال( طنز)

اندر فواید کتاب سال( طنز) طنزی از سعید بیابانکی. تازه سوار مترو شده بودم که صدای قناری خوش‌آواز جیبی‌ام درآمد؛ شماره را نشناختم ولی خیلی شماره رُندی بود. 0912 همه‌ی رقم‌های بعدش مثل هم. تازه سوار مترو شده بودم که صدای قناری خوش‌آواز جیبی‌ام درآمد؛ شماره را نشناختم ولی خیلی شماره رُندی بود. 0912 همه‌ی رقم‌های بعدش مثل هم. فکرکردم تخیله چاه به من زنگ‌زده یا مثلا تاکسی تلفنی. ولی آن شماره حداقل 50 میلیون تومان قیمتش بود. با این وجود جواب‌ ندادم و صدایش را بندآوردم. دوباره زنگ‌ زد و من دوباره صدایش را بند آوردم. مسافران نشسته و ایستاده‌ی محت

کتاب طنز سال

ادامه مطلب ...
آدم بی دل و دماغ کسری قطعه دارد

آدم بی دل و دماغ کسری قطعه دارد 25 کاریکلماتور از حسین ناژفر. کاریکلماتور،کاریکاتوری ست که با کلمات شکل می‌گیرد؛ این فرم نسبتا تازه‌ای در طنز است که مورد استقبال طنزنویسان و مخاطبانشان قرار گرفته است. به خصوص که روزگار ما، روزگار سرعت است و می‌نیمالیزم، بر تمامی قالب‌های هنری سایه انداخته است. 1 - تقویم ثانیه‌ها روز شمار ندارد. 2 - پلاک آدم‌ها گذر موقت است. 3 - دکتر عضو انجمن بدنویسان شد. 4 - باران پرگار به دست بر آب برکه می‌بارد. 5 - آدم سرگشته نگاهی به پشت سر دارد. 6 - معلم شیمی عصبانی شد برخورد فیزیکی کرد. 7 - افتاده‌ترین ماهی هم ادعای خاکی

ادامه مطلب ...
دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس!   « دلمان خوش به شکرخندِ لبى » عنوان شعری طنز از ناصر فیض است که به تازگی منتشر شده است. شعری در حال و هوای این روزها.

دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس!. « دلمان خوش به شکرخندِ لبى » عنوان شعری طنز از ناصر فیض است که به تازگی منتشر شده است. شعری در حال و هوای این روزها. دارم از نرخ گزافش گله چندان که مپرس. که چنان زو شده‌ام بى سر و سامان که مپرس. تا زدم هر چه پس‌انداز خودم را به دلار. اُفت کرد آنقدَر این قیمت تومان که مپرس. کس به امید کذا آنچه که کردم مکناد!. که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس. هر کجا مى‌روم امروز، که چیزى بخرم. تازه ! اجناس گران نیست ز ارزان که مپرس. گر چه باید بشود ایشان ، شرمنده من. خجلتى مى‌کشم از صاحب دکان که مپرس. قیمت آب، گران ب

دارم گله چندان که مپرس گله دارم که مپرس طنز ناصر فیض

ادامه مطلب ...
استاد فوری درشاعری

در این نوشته چند راه ساده برای رسیدن به مرتبه استادی در سریع ترین زمان پیشنهاد می شود. شاعری که تازه کار است ، دلش می خواهد که شعرش را برای دیگران بخواند تا آنها درباره اش نظر بدهند. دلش می خواهد که از تجربه شاعران دیگر استفاده کند. شاعردوست دارد کتاب های مرجع و مجموعه های ارزشمند شعر را مطالعه کند و با نشریات معتبر ادبی آشنا شود و در یک کلام مشتاق آموختن و تجربه اندوختن است. اما پس از مدتی که نامش بر سر زبان ها افتاد و پشت تریبون ها ، شعر خواند و در نشریات شعرش منتشر شد دیگر شاعر تازه کار نیست و شاید دلش بخواهد که استاد بشود. از مزایای مهم ا

ادامه مطلب ...
پیغامگیر شاعران فارسی (طنز)

تا حالا فکر کردید اگر زمان شعرای قدیمی تلفن و پیغام گیر وجود داشت ،شعرا برای پیغام گیرشان چه متنی را می گذاشتند . پیغام گیر حافظ: رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!. تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!. بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام. زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !. پیغام گیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم. نباشم خانه و شرمنده هستم. به پیغام تو خواهم گفت پاسخ. فلک را گر فرصتی دادی به دستم. پیغام گیر فردوسی : نمی باشم امروز اندر سرای. که رسم ادب را بیارم به جای. به پیغامت ای دوست گویم جواب. چو فردا بر آید بلند آفتاب. پیغا

ادامه مطلب ...
نیفتی و بلوتوست شبانه پخش شود/ طنز

نیفتی و بلوتوست شبانه پخش شود/ طنز سعید بیابانکی و شعر حافظ. پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت. من یکی با نظرش سخت موافق هستم. تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد. علی الخصوص اگر عضو بیمه هم باشی. مدعی خواست که آید به تماشاگه راز. خانمش زنگ زد و گفت شلوغ است نرو. منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن. ولی قیافه‌ی من می‌خورد به معتادان. درویش را نباشد، برگ سرای سلطان. زیرا که اصولا، کوبیده دوست دارد. گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر. بوی جوراب مرا سمت خرابات کشید. پیام داد که خواهم نشست با رندان. دو هفته بعد اراذل شد و گرفتندش. دریغ و درد که در جستجوی گنج ح

ادامه مطلب ...
رابطه ازدواج مجدد و همراه اول

کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد. کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد. - حادثه، واحد تولید خبر است. - زخم نا کار، کاری از آب در آمد. - حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد. - بیداری معتاد با چُرت پر می شود. - ازدواج مجدد، انتخاب همراه دوم است. - آلمانی ها مارک دار ترین آدم ها هستند. - معلم ریاضی درگیر مسایل خانوادگی بود. - درخت بهار حامله و پاییز پا به ماه می شود. - تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه

رابطه ازدواج مجدد و همراه اول رابطه اول ازدواج

ادامه مطلب ...
جنس گران/ طنز

طنز/ آن جنس گران چیست که ارزان شدنی نیست؟. آن درد کدام است که درمان شدنی نیست. وان لطمه کدام است که جبران شدنی نیست. بیمار وطن اینهمه از درد چه نالد؟. دردی به جهان نیست که درمان شدنی نیست. بدبینی ما بود که هر لحظه فروکاست. زآبادی این خانه که ویران شدنی نیست. آن را که بود در صدد تفرقه ما. بر گوی که این جمع پریشان شدنی نیست. هرچند که امروز خوشی جنس گرانی است. آن جنس گران چیست که ارزان شدنی نیست. کم گوی که آسان نشود مشکل ملت. آن مشکل مرگ است که آسان شدنی نیست. آقای میلسپو نشود بهر تو دلسوز. زین گرگ بیندیش که چوپان شدنی نیست. هرچیز که کم گش��ه فراوا

ادامه مطلب ...
دادگاه الفبا (طنز)

الف. یا مختلس معروف از عنفوان کودکی به شغل شریف اختلاس مشغول بود. هر چه‌قدر در مدرسه معلمانش او را از این کار منع کردند فایده‌ای نداشت. الف. یا مختلس معروف از عنفوان کودکی به شغل شریف اختلاس مشغول بود. هر چه‌قدر در مدرسه معلمانش او را از این کار منع کردند فایده‌ای نداشت. معلم: «الف. یا» بیا پای تخته. تصویر «الف. یا» شطرنجی است. «الف. یا» بلند می‌شود و می‌رود پای تخته. معلم: بنویس: آب. «الف. یا» ماژیک را بر می‌دارد و روی تخته وایت برد می‌نویسد بابا. معلم: این چیه نوشتی؟ بخونش. «الف. یا»: نان. معلم: تو کلاس چندمی؟. «الف. یا»: کلاس ششم.

ادامه مطلب ...
آمدم، تو بودی، اما قسمت نبود

آمدم، تو بودی، اما قسمت نبود کاریکلماتورهای مهدی فرج‌الهی. کاریکاتوری که با کلمات شکل می‌گیرد؛ این فرم نسبتا تازه‌ای در طنز است که مورد استقبال طنزنویسان و مخاطبانشان قرار گرفته است. به خصوص که روزگار ما، روزگار سرعت است و می‌نیمالیزم، بر تمامی قالب‌های هنری سایه انداخته است. غزل خداحافظی. قافیه را باخته بود. در غزل خداحافظی. قسمت. آمدم. تو بودی. اما قسمت نبود. اجل. اجلش رسید. اما. خودش هنوز نرسیده بود. عشق. عشقم کشید. اما. خودم نکشیدم. باد. نمی خواهم میله باشم، پرچم باشم. می خواهم باد باشم، آزاد باشم. ماه. از لای برگهای درختان ستاره چکه می کن

ادامه مطلب ...
فوت و فن شرکت در جشنواره شعر (طنز)

اگر چند ماه پیش از جشنواره، داوران را شناسایی کنید بهتر است، چون با شرکت در محافل ایشان می‌توانید ، لابی‌های مورد نیاز را ایجاد کنید. جشنواره شعر ، چیز خیلی خوبی است و یکی از الطاف نهانی است که شاعران برگزیده را و داوران را و مدیران را و کارمندان را و مسئولان خرید جایزه ها را و هتلداران را و آژانس های مسافرتی را و خیلی های دیگر را خوشحال می‌کند . و البته شاعران نابرگزیده را غمگین و عصبانی می‌کند و این هم خیلی خوب است ، چون شاعر غمگین و عصبانی می‌تواند شعرهای جالب بگوید. اما فوت و فن شرکت در جشنواره شعر: 1- پیش از شرکت در جشنواره بکوشید اعضای ه

جشنواره شعر طنز

ادامه مطلب ...
سال، نو می شود(طنز)

اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو. اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو:. مبارک نزدیک عید بود و خانه تکانی. پدربزرگ عصبانی و محکم. از قاب پوسیده می نگریست. پچ پچی در گرفت. مادر گفت: این عکس را عوض کنید. پدر گفت: نه قاب عکس را عوض کنید. مادربزرگ دندانهایش را جابجا کرد و گفت:. اشلا کطوره پدربزرگ را عوض کنید!. تحویل سرطان را از مادر. سکته را از پدر. سنگ کلیه را از عمو. سیاه سرفه را از عمه. سل را از خانه. سینوزیت را از دایی. و سرماخوردگی را از بقال سرکوچه. قرض گرفت و آورد نشست. وسط سفره هفت سین. خواند: یا محول الحول و الاحوال. حول حالن

ادامه مطلب ...
معانی طنزآمیز واژگان

روزگاری بازار شوخی با کلمات در نشریات داغ بود. طنزپردازان خوش قریحه از پوسته ظاهری واژه ها عبور می کردند و معنی دیگر آن را می شکافتند. مثلا به نوکر می گفتند «کر نوین» و به دستکاری می گفتند:«دستی که کاری باشد». برنامه سازان رادیو هم از این مطایبه ها فراوان داشتند. چند نمونه از شوخی نصرت کریمی با معانی کلمات را در ادامه می خوانید: بخش ادبیات تبیان. نوکر = کسی‌ که‌ به‌ تازگی‌ کر شده‌ باشد. یا کر نوین‌. دست‌ در کار = هنگامی‌ که‌ پا در کار نباشد. دستکاری‌ = دستی‌ که‌ کاری‌ باشد. کار دستی‌ = کاری‌ که‌ با پا نتوان‌ انجام‌ داد. دستور = دستی‌ که‌ به‌

معانی واژگان

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه