شعر و داستان کوتاه

آفرينش آدم

آفرینش آدم. از مرصاد العباد اثری از نجم الدین رازی. آری، قاعده چنین رفته است، هر کس که عشق را منکرتر بُوِد، چون عاشق شود، در عاشقی غالیتر گردد. باش تا مسئله قلب کنند. حقّ- تعالی- چون اصنافِ موجودات میآفرید، از دنیا و آخرت و بهشت و دوزخ، وساط گوناگون در هر مقام بر کار کرد. چون کار به خلقتِ آدم رسید گفت: "انی خالق بشراً من طین. " خانه آب و گل آدم من میسازم. جمعی را مشتبه شد گفتند خلق السماوات و الارض نه همه تو ساخته ای؟ گفت: اینجا اختصاصی دیگر هست که اگر آنها به اشارت "کن" آفریدم که: "اِنَّما قولنا لشیء اذا اردناهُ ان نقول له کن فیکون "، این

آفرینش آدم

ادامه مطلب ...
ادبِ موزه‌دوزی

ادبِ موزه‌دوزی پاره‌هایی از کسب‌نامه نعلین‌دوزان. کسب‌نامه نعلین‌دوزی سرشار از آداب و ادبِ کاسبی است؛ دین‌داری به‌هنگام کاردنیا. هر وصله‌ای با ذکری همراه است و هر کوکی دعایی دارد. کسب‌نامه‌ها کارکردهایی چندگانه داشتند، موجبِ انسجام درون صنفی می‌شدند، نظام‌نامه‌هایی بود که برخورد با مشتری، هم‌صنف،‌ بازار و اجتماع را شرح می‌دادند و در نظرِ کارگر، شغل را تهذیب می‌کردند. به همین منظور بود که هر شغلی را به پیغمبری، یا صحابه‌ی حضرتِ رسول(صلی الله علیه واله وسلم) نسبت می‌دادند تا مشروعیتِ حرفه را تضمین کنند. کفش‌گری یا موزه‌دوزی یکی از همین شغل‌ها

ادامه مطلب ...
محمود لقبی تازه می خواهد

محمود لقبی تازه می خواهد گزیده حکایتی از سیر الملوک. طرح توطئه زمانی شکل می‌ گیرد که سلطان محمود تصمیم می ‌گیرد برای رسیدن به هدفش (گرفتن القاب بیشتر از خلیفه) دست‌ خطی را که خلیفه به رقیب او، خاقان اجل، نوشته از خزانه خاقان بدزدد. برای عملی کردن این مقصود، محمود زنی زیرک را مانند یک کارآگاه خصوصی استخدام می ‌کند. خواجه نظام ‌الملک طوسی (485- 408 ق)، وزیر قدرتمند آلب ارسلان و ملک‌ شاه، در سیرالملوک کوشیده است طرحی از اندیشه سیاسی خود را در قالب اندرزنامه ‌ای برای تدبیر کار ملک تدوین کند. اندیشه‌ ای که در عین توجه به گزاره ‌ها و اعتقادات و اص

ادامه مطلب ...
حکمت و حکومت

حکمت و حکومت. و از بهر این بود که دخمه و گورخانه‌ی کسری نوشروان را باز کرد و ‏بجُست و چهره‌ی او را بدید همچنان تازه و جامه‌ها بر وی تازه و ناپوسیده و انگشتری در انگشت وی، نگین از یاقوت ‏سرخِ گران‌مایه که هرگز چشم مأمون گوهری بدان طراوت و خوبی و قیمتی ندیده بود. روزی مأمون چهار تن را ولایت داد: یکی را منشور خراسان داد و سه‌هزار دینار خلعت داد؛ و یکی را ولایت مصر داد و ‏سه‌هزار دینار خلعت؛ و یکی را و��ایت خوزستان داد و سه‌هزار دینار خلعت داد؛ و چهارم را همچنین ولایت اَرمَن داد. پس ‏موبدان را بخواند و گفت: «یا دهقان، بدان وقت که پادشاهان شما به و

حکمت حکومت حکمت و حکومت

ادامه مطلب ...
«بزرگامردا!»

«بزرگامردا!» «بزرگامردا!» بریده ای از تاریخ بیهقی. بستان، در هر کیسه هزار مثقال زر پاره است؛ بونصر را بگوی که زرهاست که پدر ما رضی اللّه عنه از غزو هندوستان آورده است و بتان زرین شکسته و بگداختی و پاره کرده و حلال‎تر مالهاست و در هر سفری ما را ازین بیارند تا صدقه‎ای که خواهیم کرد حلال بی‎شبهت باشد ازین فرماییم. . . [سلطان مسعود گفت‎]: “و چون نامه‎ها گسیل کرده شود تو باز آی که پیغامی است‎ سوی بونصر در بابی تا داده آید. گفتم چنین کنم، و بازگشتم با نامه توقیعی و این حالها را با بونصر بگفتم، و این مرد بزرگ و دبیر کافی رحمه اللّه علیه بنشاط قلم

ادامه مطلب ...
نقل است

نقل است. سه حکایت از لطایف الطوایف و تذکره الاولیا. فقیهی کامل زنی داشت به غایت دانا، روزی آن فقیه زن خود را دید که به نردبان بالا می رفت ،چون به نیمه رسید ، فقیه گفت : اگر بالا روی به طلاقی و اگر فرود آیی به طلاقی، و اگر بر جای خود مکث کنی به طلاقی!. زن فی الفور از نردبان خود را به زیر انداخت. فقیه او را آفرین کرد و گفت: اگر من نمانم ، تو توانی که مسایل شرعی را جواب نویسی. برگرفته از : لطایف الطوایف. ***. نقل است که جنید یک بار به عیادت درویشی رفت و درویش می نالید، گفت: از که می نالی؟ درویش خاموش شد. گفت : این صبر با که می کنی؟ درویش فریاد ب

ادامه مطلب ...
بازخوانی سیرت رسول الله (ص) 

بازخوانی سیرت رسول الله (ص). توامانی مقام ادبی و تاریخی نزد متون نظم و نثر فارسی خاصیتی است که در کمتر زبانی یافت می شود . سیرت رسول ا. به انشای رفیع الدین اسحاق و ترجمه ی ابن هشام از همین نمونه آثار است . قوت کلام در عین وفاداری به تاریخ . سیرت رسول ا. مرجعی است که گزیده هایی از آن در تواریخ دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفته است. و در سخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بیشتر بود و در فصاحت از همه نیکوتر و تمام تر بود و در عهد و پیمان از همه درست تر بود و در خوی و خلق از همه نیکوتر بود و در تعیّش با مردم از همه بزرگ تر. بر بدیهه، چون و

سیرت رسول الله

ادامه مطلب ...
جمعِ سواد عالم

جمعِ سواد عالم گزیده ای از داستان تَوَدُّد، کنیز هزار و یک شب. جذابیت داستانِ تَوَدُّدِ کنیز، تنها در همه‌چیزدانیِ او یا طرح نجاتِ خاصِ آقایش نیست، در جمع‌کردنِ کلِ سوادِ دوره‌‌ایست که داستان، تنها رسانه‌ی آموزشی بوده. تودد، نمادی از حکیمِ همه‌چیزدانِ شرقی است، نمونه‌ای کامل از آن‌چه در فرهنگ شرقی، آدمِ باسواد انگاشته می‌شده. تَوَدُّد، کنیزی است که آقایش مثل همه‌ی داستان‌های شرقی، ثروت پدری را بر باد داده و به افلاس افتاده و به آقایش اصرار می‌کند که او را پیش هارون ببرد تا توانایی‌های خود را عرضه کند و آقایش را از این وضع نجات بدهد. آقایش با

ادامه مطلب ...
یک طفل از من، یک خواهر از تو

یک طفل از من، یک خواهر از تو گزیده نامه های میرزا محمد هاشم طباطبایی در سفر حج. میرزا محمد هاشم طباطبایی از سادات و بزرگان تبریز در عصر ناصری به زیارت خانه خدا می رود. در این مسیر طولانی اما از خانه و خانواده بی خبر است. میرزا محمد هاشم طباطبایی از سادات و بزرگان تبریز در عصر ناصری به زیارت خانه خدا می رود. در این مسیر طولانی اما از خانه و خانواده بی خبر است. چند نامه می نویسد که بی جواب می ماند و دلواپسی اش بیشتر می شود. دخترش مرده و کسی دستش نمی رود برای میرزا محمد بنویسد. میرزا محمد دلشوره ی مردانه دارد، از راه دور برای رتق و فتق امور م

ادامه مطلب ...
گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی

گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی. مقاله حاضر، پس از نگاهی گذرا به تاریخچه زبان و ادبیات فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، ادبیات حماسی و اقسام حماسه، ادبیات غنایی و ساختار آن و ادبیات تعلیمی و جایگاه این نوعِ ادبی را در زبان فارسی بررسی و سپس خوانندگان گرامی را با نثر فارسی و سیر تحول آن آشنا می کند. در پایان نیز چند متن برای نمونه، از هر کدام از این انواع ادبی ارائه شده است. پیدایش ادب فارسی دوره اسلامی ادبیات فارسی در دوره اسلامی پس از وقفه ای کوتاه، از نخستین سده های ظهور اسلام با الفبای عربی پدید آمد که در واقع ادامه ادبیات پیش از اسلام

گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی تاریخچه ادبیات کهن گذری بر ادبیات فارسی

ادامه مطلب ...
نثر  کهن فارسی

نثر کهن فارسی. مقا��ه حاضر، پس از نگاهی گذرا به تاریخچه زبان و ادبیات فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، ادبیات حماسی و اقسام حماسه، ادبیات غنایی و ساختار آن و ادبیات تعلیمی و جایگاه این نوعِ ادبی را در زبان فارسی بررسی و سپس خوانندگان گرامی را با نثر فارسی و سیر تحول آن آشنا می کند. در پایان نیز چند متن برای نمونه، از هر کدام از این انواع ادبی ارائه شده است. گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی. نثر. نثرنویسی، بخش دیگری از ادبیات فارسی است که همواره تحت الشعاع شعر فارسی قرار گرفته است. پیش از آغاز بحث باید گفت که تمام متن های منثور فارسی را نمی

نثر کهن فارسی نثر کهن نثر فارسی

ادامه مطلب ...
دعوی خدایی چگونه می کنی؟!

دعوی خدایی چگونه می کنی؟!. آورده اند که چون کار بقراط حکیم بالا گرفت و حکمت خود در بسیط عالم بسط کرد، عزلت اختیار کرد و در غاری رفت و هم آنجا تنها روزگار میگذاشت تا پادشاه وقت را علتی پدید آمد و طبیبان از معالجت عاجز شدند. پس رسولی به بقراط فرستاده او را استدعا کرد تا ملک را معالجت کند. حکایاتی از جوامع الحکایات عوفی: فرعون خوشه ‏اى انگور در دست داشت و تناول مى ‏کرد. ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ‏کس تواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید سازد؟. فرعون گفت: نه، ابلیس به لطایف سحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت: عج

ادامه مطلب ...
با بیهقی

با بیهقی. من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم. دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم. دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. ب

بیهقی

ادامه مطلب ...
زاغ و کبک نخجیر

زاغ و کبک نخجیر حکایتی از کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی. واقف شدم و پیش از آن که روی به حکم آرم شما را نصیحتی خواهم کرد، اگر به گوش دل شنوید، ثمرات آن در این دنیا نصیب شما گردد و اگر بر وجه دیگر حمل افتد، من باری به نزدیک دیانت و مروت خویش معذور باشم. زاغ و کبک نخجیر زاغ گفت کبک نخجیری 1 با من همسایگی داشت و در میان به حکم مجاورت 2 قواعد مصادقت مۆکد گشته بود. 3 در این میان او را رغبتی افتاد و دراز کشید. 4 گمان بردم که هلاک شد. و پس از مدت دراز، خرگوشی بیامد و در مسکن او قرار گرفت و من در آن مخاصمتی نپیوستم. 5 یک چندی بگذشت، کبک نخجیر باز رسید.

زاغ کبک زاغ و کبک زاغ و کبک نخجیر

ادامه مطلب ...
روباه و كفشگر و اهل شارستان

روباه و کفشگر و اهل شارستان حکایتی از سند باد نامه اثر محمد ظهیری سمرقندی. چون کار کفشگر به نهایت رسید، شبی بیامد و نزد رخنه شارستان، که روباه درآمدی مترصّد بنشست، چون روباه از رخنه در آمد، رخنه محکم کرد، و به خانه آمد. آورده‌اند که در روزگارِ گذشته، روباهی، هر شب به خانه کفشگری در آمدی و چرم پارهها بدزدیدی و بخوردی؛ و کفشگر در غصّه میپیچید، و روی رستگاری نمیدید، که با روباهِ دزد، بسنده نبود، چه زبون شده بود. بیت (هزج) عادت چو قدیم شد طبیعیت گردد. چون کار کفشگر به نهایت رسید، شبی بیامد و نزد رخنه شارستان، که روباه درآمدی مترصّد بنشست، چون روبا

ادامه مطلب ...
ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن

ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن از مقالات خواجه عبدالله انصاری. ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن بر دل و بر وقت و بر عمر. بدانکه، هر که ده خصلت شعار خود سازد در دنیا و آخرت کار خود سازد:. با حق به صدق، با خلق به انصاف، با نفس به قهر، با بزرگان به خدمت، با خُردان به شفقت، با درویشان به سخاوت،‌با دوستان به نصیحت،‌با دشمنان به حلم، با جاهلان به خاموشی، با عالمان به تواضع. خواجه عالم 1 را پرسیدند که چه فرمایی در حق دنیا؟ حضرت فرمودند که: چه گویم در حق چیزی که به محنت به دست آرند و به دنیا نگاه دارند و به حسرت بگذارند. دنیـــا همـه تلــخ است بســان زهــ

به سه چیز اعتماد نکن

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه