شعر و داستان کوتاه

استاد فوری درشاعری

در این نوشته چند راه ساده برای رسیدن به مرتبه استادی در سریع ترین زمان پیشنهاد می شود. شاعری که تازه کار است ، دلش می خواهد که شعرش را برای دیگران بخواند تا آنها درباره اش نظر بدهند. دلش می خواهد که از تجربه شاعران دیگر استفاده کند. شاعردوست دارد کتاب های مرجع و مجموعه های ارزشمند شعر را مطالعه کند و با نشریات معتبر ادبی آشنا شود و در یک کلام مشتاق آموختن و تجربه اندوختن است. اما پس از مدتی که نامش بر سر زبان ها افتاد و پشت تریبون ها ، شعر خواند و در نشریات شعرش منتشر شد دیگر شاعر تازه کار نیست و شاید دلش بخواهد که استاد بشود. از مزایای مهم ا

ادامه مطلب ...
پیغامگیر شاعران فارسی (طنز)

تا حالا فکر کردید اگر زمان شعرای قدیمی تلفن و پیغام گیر وجود داشت ،شعرا برای پیغام گیرشان چه متنی را می گذاشتند . پیغام گیر حافظ: رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!. تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!. بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام. زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور !. پیغام گیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم. نباشم خانه و شرمنده هستم. به پیغام تو خواهم گفت پاسخ. فلک را گر فرصتی دادی به دستم. پیغام گیر فردوسی : نمی باشم امروز اندر سرای. که رسم ادب را بیارم به جای. به پیغامت ای دوست گویم جواب. چو فردا بر آید بلند آفتاب. پیغا

ادامه مطلب ...
نیفتی و بلوتوست شبانه پخش شود/ طنز

نیفتی و بلوتوست شبانه پخش شود/ طنز سعید بیابانکی و شعر حافظ. پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت. من یکی با نظرش سخت موافق هستم. تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد. علی الخصوص اگر عضو بیمه هم باشی. مدعی خواست که آید به تماشاگه راز. خانمش زنگ زد و گفت شلوغ است نرو. منم که شهره‌ی شهرم به عشق ورزیدن. ولی قیافه‌ی من می‌خورد به معتادان. درویش را نباشد، برگ سرای سلطان. زیرا که اصولا، کوبیده دوست دارد. گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر. بوی جوراب مرا سمت خرابات کشید. پیام داد که خواهم نشست با رندان. دو هفته بعد اراذل شد و گرفتندش. دریغ و درد که در جستجوی گنج ح

ادامه مطلب ...
رابطه ازدواج مجدد و همراه اول

کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد. کاریکلماتور، دنیای جالبی دارد که خواندنش اگرچه خیلی طول نمی کشد اما تولید و نگارشش شاید ساعت ها زمان برده باشد. - حادثه، واحد تولید خبر است. - زخم نا کار، کاری از آب در آمد. - حباب آب، طاقت تلنگر هم ندارد. - بیداری معتاد با چُرت پر می شود. - ازدواج مجدد، انتخاب همراه دوم است. - آلمانی ها مارک دار ترین آدم ها هستند. - معلم ریاضی درگیر مسایل خانوادگی بود. - درخت بهار حامله و پاییز پا به ماه می شود. - تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه

رابطه ازدواج مجدد و همراه اول رابطه اول ازدواج

ادامه مطلب ...
جنس گران/ طنز

طنز/ آن جنس گران چیست که ارزان شدنی نیست؟. آن درد کدام است که درمان شدنی نیست. وان لطمه کدام است که جبران شدنی نیست. بیمار وطن اینهمه از درد چه نالد؟. دردی به جهان نیست که درمان شدنی نیست. بدبینی ما بود که هر لحظه فروکاست. زآبادی این خانه که ویران شدنی نیست. آن را که بود در صدد تفرقه ما. بر گوی که این جمع پریشان شدنی نیست. هرچند که امروز خوشی جنس گرانی است. آن جنس گران چیست که ارزان شدنی نیست. کم گوی که آسان نشود مشکل ملت. آن مشکل مرگ است که آسان شدنی نیست. آقای میلسپو نشود بهر تو دلسوز. زین گرگ بیندیش که چوپان شدنی نیست. هرچیز که کم گشته فراوا

ادامه مطلب ...
دادگاه الفبا (طنز)

الف. یا مختلس معروف از عنفوان کودکی به شغل شریف اختلاس مشغول بود. هر چه‌قدر در مدرسه معلمانش او را از این کار منع کردند فایده‌ای نداشت. الف. یا مختلس معروف از عنفوان کودکی به شغل شریف اختلاس مشغول بود. هر چه‌قدر در مدرسه معلمانش او را از این کار منع کردند فایده‌ای نداشت. معلم: «الف. یا» بیا پای تخته. تصویر «الف. یا» شطرنجی است. «الف. یا» بلند می‌شود و می‌رود پای تخته. معلم: بنویس: آب. «الف. یا» ماژیک را بر می‌دارد و روی تخته وایت برد می‌نویسد بابا. معلم: این چیه نوشتی؟ بخونش. «الف. یا»: نان. معلم: تو کلاس چندمی؟. «الف. یا»: کلاس ششم.

ادامه مطلب ...
آمدم، تو بودی، اما قسمت نبود

آمدم، تو بودی، اما قسمت نبود کاریکلماتورهای مهدی فرج‌الهی. کاریکاتوری که با کلمات شکل می‌گیرد؛ این فرم نسبتا تازه‌ای در طنز است که مورد استقبال طنزنویسان و مخاطبانشان قرار گرفته است. به خصوص که روزگار ما، روزگار سرعت است و می‌نیمالیزم، بر تمامی قالب‌های هنری سایه انداخته است. غزل خداحافظی. قافیه را باخته بود. در غزل خداحافظی. قسمت. آمدم. تو بودی. اما قسمت نبود. اجل. اجلش رسید. اما. خودش هنوز نرسیده بود. عشق. عشقم کشید. اما. خودم نکشیدم. باد. نمی خواهم میله باشم، پرچم باشم. می خواهم باد باشم، آزاد باشم. ماه. از لای برگهای درختان ستاره چکه می کن

ادامه مطلب ...
فوت و فن شرکت در جشنواره شعر (طنز)

اگر چند ماه پیش از جشنواره، داوران را شناسایی کنید بهتر است، چون با شرکت در محافل ایشان می‌توانید ، لابی‌های مورد نیاز را ایجاد کنید. جشنواره شعر ، چیز خیلی خوبی است و یکی از الطاف نهانی است که شاعران برگزیده را و داوران را و مدیران را و کارمندان را و مسئولان خرید جایزه ها را و هتلداران را و آژانس های مسافرتی را و خیلی های دیگر را خوشحال می‌کند . و البته شاعران نابرگزیده را غمگین و عصبانی می‌کند و این هم خیلی خوب است ، چون شاعر غمگین و عصبانی می‌تواند شعرهای جالب بگوید. اما فوت و فن شرکت در جشنواره شعر: 1- پیش از شرکت در جشنواره بکوشید اعضای ه

جشنواره شعر طنز

ادامه مطلب ...
سال، نو می شود(طنز)

اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو. اشعار طنزی از اکبر اکسیر به مناسبت سال نو:. مبارک نزدیک عید بود و خانه تکانی. پدربزرگ عصبانی و محکم. از قاب پوسیده می نگریست. پچ پچی در گرفت. مادر گفت: این عکس را عوض کنید. پدر گفت: نه قاب عکس را عوض کنید. مادربزرگ دندانهایش را جابجا کرد و گفت:. اشلا کطوره پدربزرگ را عوض کنید!. تحویل سرطان را از مادر. سکته را از پدر. سنگ کلیه را از عمو. سیاه سرفه را از عمه. سل را از خانه. سینوزیت را از دایی. و سرماخوردگی را از بقال سرکوچه. قرض گرفت و آورد نشست. وسط سفره هفت سین. خواند: یا محول الحول و الاحوال. حول حالن

ادامه مطلب ...
معانی طنزآمیز واژگان

روزگاری بازار شوخی با کلمات در نشریات داغ بود. طنزپردازان خوش قریحه از پوسته ظاهری واژه ها عبور می کردند و معنی دیگر آن را می شکافتند. مثلا به نوکر می گفتند «کر نوین» و به دستکاری می گفتند:«دستی که کاری باشد». برنامه سازان رادیو هم از این مطایبه ها فراوان داشتند. چند نمونه از شوخی نصرت کریمی با معانی کلمات را در ادامه می خوانید: بخش ادبیات تبیان. نوکر = کسی‌ که‌ به‌ تازگی‌ کر شده‌ باشد. یا کر نوین‌. دست‌ در کار = هنگامی‌ که‌ پا در کار نباشد. دستکاری‌ = دستی‌ که‌ کاری‌ باشد. کار دستی‌ = کاری‌ که‌ با پا نتوان‌ انجام‌ داد. دستور = دستی‌ که‌ به‌

معانی واژگان

ادامه مطلب ...
اشعار طنز

اشعار طنزی از شاعران معاصر کشورمان. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. اسماعیل امینی: محتسب در کوچه‌ای گفتا به دزد / خوب گیر افتادی ای آفتابه دزد. دزدی آفتابه در گام نخست / خود نشان ذوق و استعداد توست. در وجودت ای فلان بن فلان / هست استعداد دزدی کلان. ای بسا دزد کلان شد، جیب‌بر / آفتابه دزد، شد دزد شتر. روز روشن پیش چشم پاسبان / آفتابه می‌بری از مردمان. در شب تاریک و دور از چشم ما / خود چه دزدی‌ها کنی ای بی‌حیا. محتسب چون دیده بیدار خلق / آفتابه محرم اسرار خلق. آفتابه بوده انسان را از قدیم / در اتاق فکر انسان را ندیم. در اتاق فکر از روز الس

اشعار طنز

ادامه مطلب ...
من دلگرم بنفشه ای هستم

چند شعر کوتاه طنز از اکبر اکسیر. اخطار:. از آجیل سفره عید. چند پسته لال مانده است. آنها که لب گشودند، خورده شدند. آنها که لال مانده اند، می شکنند. دندانساز راست می گفت:. پسته لال، سکوت دندان شکن است!. خانه تکانی: عید که می آید. مورچه ها می آیند و شیرینی ها را می برند. بهار، از زیر طبقه همکف سرک می کشد. و درست کنار پنجره دستشویی گل می دهد. ملیحه خانه می تکاند. و اشیای قدیمی یک به یک. پشت وانت پرت می شوند. عید که می آید. این خاطرات من است که حراج شود!. تبریک: اپرای کوراغلو. در مایه ی افشار. به سرپرستی ندیر قلی خان. تمدید شد. (*). از شیراز، هنوز ه

ادامه مطلب ...
3 پیشنهاد برای تغییر خط فارسی(طنز)

این‌جوری هم مشکلات خط فارسی حل می‌شود و هم زبان‌مان تقویت می‌شود و هم فارسی جهانی می‌شود و هم مشکلات خط انگلیسی برطرف می‌شود!. این‌جوری هم مشکلات خط فارسی حل می‌شود و هم زبان‌مان تقویت می‌شود و هم فارسی جهانی می‌شود و هم مشکلات خط انگلیسی برطرف می‌شود!. بنده هم به عنوان کسی که به زبان فارسی حرف می‌زند و به خط فارسی می‌نویسد، حق مسلم خود می‌دانم پیشنهاداتی دربار‌ه‌ی خط فارسی بدهم. پیشنهادات من حاصل سی و دو سال (دو سال بیش‌تر از فردوسی) تحقیق و مداقه در زبان فارسی است که مجانی تقدیم شما دوستداران خط فارسی می‌کنم. بنده نظریات خود را در سه بخش تشر

ادامه مطلب ...
کار هست! (طنز)

اشعار طنزی از مجید رحمانی، عباس احمدی و مهدی تمیزی. در نکوهش بدی !. (مجید رحمانی صانع از برگزیدگان هفتمین جشنواره طنز مکتوب). صدبار بدی کردی و دیدی ثمرش را. نیکی چه بدی داشت . ! که دیدی ثمرش را !. هر کس به تو بد کرد، نیاور تو به رویش. در فرصت مطلوب درآور پدرش را. آنگاه اگر کینه تو کم نشد از او. بعد از پدرش‌، گیر سراغِ پسرش را. خوب است که آدم به کسی بد ننماید. خوب است بپاید همه ‌دور برش را. یا اینکه اگر کار بدی کرد، بداند. باید به طریقی بکند پاک اثرش را. آنکس که خرش می‌رود آنجا که نباید. حتماً نگرفته جلوی کار خرش را. آن یار که ارقامِ حسابش شده م

کار هست؟ کار طنز

ادامه مطلب ...
برق، گیراترین اختراع بشر(طنز)

بهار فصل چراست و آغاز سال نو برای کودک فقیر آغاز چراهاست. چند کاریکلماتور از مژگان مطهری - قبض موبایلش را که دید عاشقی از سرش پرید. - تلفن های اعتباری ،اعتبار مخابرات را زیر سئوال بردند. - سایه انسان در روز های آفتابی ،همراه اولش محسوب می شود. - چشمانت را پشت ویترین عینک ، قیمتی تر دیدم. - آنقدر رنجور بود که کفن ، لباس عافیتش شد. - در دستگاه شور به یاد شیرین می نواخت. - در مایه دشتی دلبری می کرد. - قانون را خوب می نواخت و سخت اجرا می کرد. - گاهی اوقات دندان عقل انسان را دیوانه می کند. - دو مادر ورزشهاست و این فوتبال دایه مهربان تر از مادر!. - آ

ادامه مطلب ...
اتوبیوگرافی به سبکِ نسلِ پنجم

این گزارش از نوع زندگی بعضی از ادیبانی است که سه ماه است نویسندگی را شروع کرده‌اند و در این فاصله دو تا کتاب شعر و یک رمان و سه مجموعه داستان چاپ کرده‌اند!. و چهار کتاب هم در دست انتشار دارند ـ اعم از نوبت مجوز، حروفچینی، ویراستاری و طراحی جلد‌ ـ و در ضمن در هشت روزنامه و هفته‌نامه و فصلنامه کار می‌کنند و پنج تا وبلاگ و سایت را هم «به‌روز» می‌کنند و عکاس مجله هم هستند و شنیده‌ام تازگی‌ها دنبال کار هم می‌گردند!! الگوبرداری شده:. از آنجا که این مطلب به هیچ احدالناسی در هیچ گوشه‌ی این دهکده اشاره ندارد؛ دنبال نمونه‌ی زنده نگردید. اما اگر احیاناً

ادامه مطلب ...
طنزهای بودار و اون‌جوری

طنزهای بودار و اون‌جوری گزارشی از کتاب «فیض‌بوک» نوشته ناصر فیض. «فیض‌بوک» بخش بسیار مهمی با عنوان عارفانه‌های مشاغل و همینجوری دارد که از زبان افراد شاغل در شغل‌های مختلف دو بیتی ‌هایی دارد. این شعرها درباره شغل‌هایی چون کارگردان سینما، شهردار، نماینده مجلس، «دا» فروش و رئیس جمهور است. ناصر فیض متولد دوم خرداد سال 1338 است و اخیرا کتابی را منتشر کرده که رایگان نیست و هرگز رایگان نخواهد بود! فیض در «فیض بوک» به خواننده کمک می‌کند تا با دوستان و بستگان خود بخندد. حالا این خنده چگونه باشد و به چه چیزهایی، موضوع‌هایی است با تاملی بر فیض بوک قسمت

طنزهای اونجوری

ادامه مطلب ...
مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل!

مردای سرشکسته‌ی زن ذلیل! گذری بر احوالات زرویی نصرآباد به بهانه ترخیص از بیمارستان. ابوالفضل زرویی نصرآباد شاعر و طنز پرداز کشورمان که برای دومین بار دچار سکته قلبی شده بود، روز شنبه (‌18 خرداد) از بیمارستان کسری مرخص و تمام هزینه‌های بیمارستان این شاعر به دستور وزیر ارشاد تسویه شد. ابوالفضل زرویی نصرآباد متولد 15 اردیبهشت 1348 است. این شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز در سال 1348 در شهر تهران به دنیا آمد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته زبان و ادبیات فارسی است و از سال 1368 فعالیت مطبوعاتی و فرهنگی خود را آغاز کرد. زرویی در نشریاتی چون؛ گل آقا، ه

مردای زن ذلیل

ادامه مطلب ...
تو خوبی ولی بی نفس بهتری!

اشعار طنزی از شهرام شکیبا، سعیده موسوی و محمد سلمانی. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. شهرام شکیبا: تو خوبی ولی بی نفس بهتری / عزیز دلم در قفس بهتری. تو هر روز تب داری امروز نه / نداری تب امروز پس بهتری. از آن دورها خوب دل می‌بری / گمانم که در دسترس بهتری. اگرچه قیافه گرفتی ولی / کمی بعد شوخ و سپس بهتری. برای صدا کردنت واژه نیست / تو از جون و عمر و نفس بهتری. الهی بیفتی تو برگردنم / علی‌القاعده از جرس بهتری. علی ایحالن پس از مدتی / گمان می‌کنم در قفس بهتری. ***. سعیده موسوی: آدم عاقل که حتمن صرفه‌جویی می‌کند / ما بگوید در تو و من صرفه‌جوی

ادامه مطلب ...
من از یار بدم می‌آید! (طنز)

اشعار طنزی از شاعران معاصر. فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. علیرضا لبش:. قلیان می گوید قل قل قل. ناصرالدین شاه ساکت است. ما شعر می خوانیم. پسرک می گوید فال حافظ. و دستمال کاغذی. شاعران چه گندی زده اند. که باید با دستمال کاغذی پاک کرد. ناصرالدین شاه می گوید قل قل قل. نادرشاه افشار به زباله دان تاریخ پیوست. آقا محمد خان قاجار به زباله دان تاریخ پیوست. مظفرالدین شاه بیمار به تاریخ پیوست. احمدشاه بیکار به تاریخ پیوست. ما ملتی هستیم تاریخی و در یک زباله دان بزرگ. منتظر بازیافت نشسته ایم. **. سعدی یک خیابان کوچک است. حافظ یک پل است. فردوسی یک

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه