شعر و داستان کوتاه

ارتش، چرا ندارد! (طنز)

شعر طنزی از علی‌اصغر شیری:. خدمت شبیه یک درد اصلاً دوا ندارد. باید معاف باشی، چون او که پا ندارد. وقتی که قورمه‌سبزی بوی چمن گرفته. سرباز یا مریض است یا اشتها ندارد. وقتی غذا ندارد طعمی به‌غیرِ کافور. یک لحظه خواب شیرین گردان ما ندارد. از بس‌که توی پوتین پاها مچاله گشته. سرباز احتیاجی به سنگ‌پا ندارد. آنکادر کل گردان بد نیست، افتضاح است. فرمان ایست، از نو. اصلاً صدا ندارد. از بس به دور پرچم سربازها دویدند. حمام و دستشویی امروز جا ندارد. در دستشوییِ هنگ سرهنگ مار دیده‌ست. گفتم: که می‌می‌ترسم، گفتا: بیا، ندارد. گفتم: جناب سروان، آخر چرا؟ چگونه؟.

ارتش چرا ندارد

ادامه مطلب ...
بي آر تي هم ...!(طنز+عکس)

بی آر تی هم . !(طنز+عکس)بی آر تی هم . !(طنز+عکس). کاری از رضا احسان پور. تهیه و تنظیم: مهسا رضایی- ادبیات تبیان.

آر تی

ادامه مطلب ...
انواع و اقسام گداها / عکس / طنز

انواع و اقسام گداها / عکس / طنز انواع و اقسام گداها / عکس / طنز. بخش ادبیات تبیان. منبع: اینترنت.

انواع و اقسام عکس انواع عکس طنز

ادامه مطلب ...
جناب "الاغ"

می گویند مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، الاغ ها را سرشماری کرد. دست بر قضا سه رأس از الاغ ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغ های گمشده را گرفت. از قرار معلوم کسی الاغ ها را ندیده بود. نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و ناامید شده بود، رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند. مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر ر

ادامه مطلب ...
چگونه هنرمند شوید؟(طنز)

-هنرمند آن است که مویی و میانی دارد. مو و ریش خود را بلند کنید. در صورت امکان موهای خود را ببافید و ریش هایتان را با انواع ابزارهای موجود تزیین کنید. آشفتگی در مو و لباس شما ، نشانه شخصیت هنرمند شماست. استفاده از کلاه های عجیب و غریب نیز برای نزدیک شدن ظاهر شما به یک هنرمند شدیداً توصیه می شود. -دخانیات عامل اصلی سرطان و هنرمندی است. سیگار و پیپ را هیچگاه از خودتان دور نکنید. نیمی از پول هایتان را صرف خرید سیگار و نیمی دیگر را صرف خرید توتون پیپ کنید. راه و بیراه پیپ خود را چاق کنید و با آن ژست های مختلف هنری بگیرید. -رفتار عجیب و غریب ا

ادامه مطلب ...
رنگ آسمان

‏‏یکی بود، یکی نبود. اگر هم بود، کسی نبود. یک نفر بود که چندین و چند سال پیش به دنیا آمده ‏بود و مامان و باباش اسمش را گذاشته بودند میرزا. کوچک که بود توی خانه صدایش می‌کردند رامین. مدرسه که رفت، پدرش دید که این نورچشمی عزیز خیلی تنبل است؟ اسمش را گذاشت شازده‏. درسش که تمام شد، نه سواد یاد گرفته بود، نه کاری بلد بود. ناچار اسمش را گذاشت مهندس. شناسنامه که باب شد، مأمور ثبت احوال از پدرش پرسید: اسم نورچشمی را در سجل چی بنویسم؟ پدرش گفت: شازده ‏رامین میرزای مهندس. ‏الغرض، شازده ‏رامین میرزای مهندس بزرگ شد و زن گرفت و به اتفاق زنش دارای دو

رنگ آسمان به رنگ آسمان

ادامه مطلب ...
پیتزا بهتره یا کتاب؟!(طنز)

*به نظر شما علت اینکه 97 درصد از جامعه ی ما عضو کتابخانه نیستند چیست؟!. الف. مایه دار هستند و به جای امانت کتاب، کتاب هایی که لازم دارند را می خرند!. ب. به اندازه ی کافی اطلاعات دارند و دیگر به کتاب و کتاب خوانی نیازی ندارند!. ج. چون هیچ کتابخونه ای نزدیک خونه شون نیست. د. به جای این سئوال مسخره برو از اون 3درصد بپرس چرا عضو کتابخونه شدند؟!. *به نظر شما کدام گزینه ی زیر برای پرکردن اوقات فراغت مناسب تر است؟!. الف. دیدن پخش مستقیم فوتبال دسته N ام باشگاه های بورکینافاسو!. ب. به سینما برویم و کمی در آنجا چرت بزنیم!. ج. گوشی تلفن همراه را ب

ادامه مطلب ...
مثنوی دانشجویی/ طنز

عباس احمدی شاعر خلاق و طنّازی است و در کنار این طنازی روحیه خطر‌پذیری دارد. شاید بتوان بخشی از موفقیت او را نیز در همین امر جستجو کرد. عباس احمدی با گستاخی حاضر به تجربه کردن عرصه‌های جدید در شعر خود است و از حاصل کار او پیداست، بی‌نتیجه ماندن این خطر کردن‌ها پرده خاطرش را مکدر نمی‌کند. احمدی قالب‌های بسیاری را در شعر آزموده است و از قالب‌های نو و سپید تا رباعی و مثنوی و غزل و حتی قصیده به زیر زین کلام این شاعر جسور درآمده است. همچنین بخشی از شعرهای او را اشعار طنز وی تشکیل می‌دهد. طنز در شعر احمدی جایگاه مهمی دارد و اثرات آن را گاه‌گاه می

مثنوی دانشجویی مثنوی طنز مثنوی های طنز

ادامه مطلب ...
از آغاز تا آواز! /  طنز

از آغاز تا آواز! / طنز. عبدالله مقدمی ، از برگزیدگان نخست جشنواره ی "طنز مکتوب" حوزه ی هنری در رشته ی نثر است و فعالیت در مطبوعات گوناگون از جمله "گل آقا" را در کارنامه ی خود دارد. درباره طنز و طنز پردازیی می گوید: سیاست به فرهنگ هم نفوذ پیدا کرده است و این سیاست زدگی به هنر آسیب رسانده است. بخش فرهنگ با ورود اهالی سیاست به بیراهه رفته است و این بخش را دچار مشکل کرده است. دولت باید به جای سختگیری از فعالیت های شعرای طنز، برای پرورش آن ها هزینه کند و از استعدادهای آن ها کمک بگیرد. باید کاری کنیم که روزنامه های سراسر کشور این جرأت را پیدا کنند

آواز طنز

ادامه مطلب ...
تعدیل یارانه ها ( طنز )

گفتند وزن و قافیه تعطیل می‌شود. قحطی استعاره و تمثیل می‌شود. رضا جعفری. یارانه هام هرچه که تعدیل می شود. اشکم ز شوق می چکد و نیل می شود. هر یک شوفاژ بسته بماند غنیمت است. آب دماغم آمده قندیل می شود. زن تا درون خانه نیاید، حلاوت است. تا می رسد، به ترشی ازگیل می شود. با گفتمان اگر نشود باز این گره. با همتی مضاعف و با بیل می شود. گفته شده هر آنچه که باید در این خصوص. من چون نظر دهم خزمان خیل می شود!. در هر نشست و کنگره و هر همایشی. ساندیس می دهند که تشکیل می شود. ساندیس، محور است به هر بحث و بررسی. سالن ز شوق اوست که تکمیل می شود. بیست و چهار ساند

تعدیل یارانه تعدیل یارانه ها یارانه طنز

ادامه مطلب ...
حافيظ!

تازگی ها ناصر فیض، شوخی شوخی با غزلیات حافظ هم شوخی کرده. امضایی ابداع کرده با عنوان «حافیظ» و تک بیت‌هایی ساخته که برخی محشرند . طنز شبیه واکسن است؛ ویروس رقیق شده یک بیماری هولناک که شما را مادام‌العمر از ابتلا به آن مصون می‌کند. البته باید جنبه داشته باشید و نیش اولیه سوزن آن را تحمل کنید. ناصر فیض* یکی از اعجوبه‌های این وادی است. چند باری همین جا ذکر خیرش شده. تازگی شوخی شوخی با غزلیات حافظ هم شوخی کرده. امضایی ابداع کرده با عنوان «حافیظ» و تک بیت‌هایی ساخته که برخی محشرند. شاید برخی را در پیامک‌ها و بلوتوث‌هایی که دست به دست می‌چرخند

فالی حافیظ

ادامه مطلب ...
هم وزيران هم مديران دکترند

شعر طنزی از اسماعیل امینی*. این شعر درباره موج علاقه عمومی به مدرک دکتری است. خاک ایران یکسر از دکتر پر است. هرکه دکتر نیست نانش آجر است. ملک ایران سرزمین دکتران. این‌قدر دکتر نباشد در جهان. شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دک. کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دک. عابران هر خیابان دکترند. دانه‌های برف و باران دکترند. بیشتر از نصف ایران دکترند. هرکه پستی دارد اینجا دکتر است. دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است. هرکه شد محبوب از ما بهتران. هرکه شد منصوب بالا دکتر است. هرکه رد شد از در دانشکده. یا گرفته دکتری، یا دکتر است. شعر نو مدیون دکترها بوَد. تو ندانستی که نیما دکتر

ادامه مطلب ...
خوابگاه (طنز)

چند شعر طنز. خوابگاه. خوابگاهی عجیب و تک داریم. در بدنسازی‌اش خرک داریم. گرچه این کاخ هست در «حافظ» لیک استخر در «ونک» داریم پولدار و فقیر یکسانند از همه قشر و هر دهک داریم روز و شب در تلاش بی‌وقفه کشت تدریجیِ کپک داریم تا که ثابت کنیم این شدنی‌ست طرح گنداندنِ نمک داریم تا مگر ظرف‌ها تمیز شود مته، سمباده، کاردک داریم در کمدهای‌مان به جای کتاب تیغ اصلاح، کش، پفک داریم غالباً در نماز آخر وقت هر دو رکعت سه بار شک داریم در نمک‌پاش‌مان مربا و در شکرپاش‌مان نمک داریم روی بالشت‌هایمان لپ تاپ زیر بالشت‌ها تشک داریم فیس‌بوک است شمع محفل ما ما که ویندوز

خوابگاه طنز

ادامه مطلب ...
در صادرات طنز کاری با مجوز نیست

چند شعر طنز به منظور ایجاد یک گل لبخند بر روی لبان شما عزیزان. تراژدی شاعر و اتوبوس !. « در سه پرده ». (1). من اینجا شعر می گویم. تو آنجا شعر می گویی. خلایق شعر می گویند و ما هم شعر می گوییم و. بعضی معر می گویند و می خوانند. عجب رویی !. مرا از روح شبنم تاب آهو رنگ سیمابی ملالی نیست،. برای شعر گفتن هم دگر امروزه حالی نیست. من از اعماق گرد‌آلود دو‌د‌آلود می آیم !. رئیس محترم،. ز فردا، گر اتول یاری کند من زود می آیم !. (2). کلامم بوی شلغم ناک احساسی است،. - آبی رنگ-. گلابی را چرا خوردند با گردو، بگویید آی آدمها !. چه تنگ است این طرف، آقا برو یک ذر

ادامه مطلب ...
به به، چه نمازی! (طنز)

شعرهای طنزی از سعید طلایی، ناصر فیض و ابوالفضل زرویی نصرآباد. به به، چه نمازی!. فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست. سجاده زردوز که محراب دعا نیست. گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟. اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!. از شدت اخلاص من عالم شده حیران. تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!. از کمیتِ کار که هر روز سه وعده. از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست. یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است. هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!. این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟. چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست. ای دلبر من! تا غم وام است و تورم. محراب به یاد خم ابروی شما

ادامه مطلب ...
توجه به طنز ضروریست

ناصر فیض گفت: در طنز قرار نیست فقط مخاطب را بخندانیم؛ بلکه باید معضلات فردی و اجتماعی جامعه را به صورتی طنزگونه گوش‌زد کنیم. این طنزپرداز و مدیر دفتر طنز حوزه هنری در حاشیه برگزاری ویژه‌برنامه «در حلقه رندان» در همایش «در جرگه عشاق» (هفته فرهنگی لرستان در حوزه هنری) ، با بیان این‌که تلفیقی از تأمل و خنده در طنز می‌تواند در جامعه و افراد تأثیرگذار باشد، اظهار کرد: قرار نیست با طنز مخاطب را فریب دهیم؛ بلکه قصد داریم با خنده، او را به هم‌فکری و همراهی دعوت کنیم. اگر قرار باشد یک دغدغه، اشکال یا ایراد را بیان کنیم، باید در قالب طنز آن موضوع را به م

ادامه مطلب ...
همه را شکل یار می‌بینم (طنز)

شعری از محمد نظری ندوشن، برگزیده مقام اول ششمین جشنواره طنز مکتوب:. دائم از غصه می‌زنم بر سر. زندگی مشکل است بی‌دلبر. دوستانم شدند بابا، و. بنده هستم هنوز بی‌همسر. پیرمردی مجردم، که همه. می‌دهندم نشان به یکدیگر. پسرِ پیر داند ارزش زن. پیر دختر هم ارزش شوهر. زرگر از قدر زر خبر دارد. گوهری داند ارزش گوهر. وای بر من، خروس با مرغ است. شده‌ام از خروس هم کمتر. نه جگر دارم و نه دندانی. بس‌که دندان گذاشتم به جگر. گرچه در بین جمع خاموشم. دارم آتش بر زیر خاکستر. گفت یک بچه دبستانی:. «میم مثل چه؟» گفتمش: «محضر». با تو از راز خویش می‌گویم. گرچه آن را نمی‌ک

ادامه مطلب ...
آفتاب، نامد دلیل آفتاب! (طنز)

آفتاب، نامد دلیل آفتاب! (طنز) معنای واژگان از زبان طنز. برای معنی کردن این واژه منتظر پاسخ متخصین این امر- مجری های محترم تلویزیون و برادر فیدل کاسترو- هستیم. (ظاهرا از هفت روز پیش تاکنون سخنرانی فیدل تمام نشده و متاسفانه هنوز نوبت هنرنمایی مجری های وطنی نشده است!). اخطار: کارت زرد، در قدیم گرفتن دو تا از آن اخراج داشت ولی خدا بگویم چه کند این NPT را که کاسه کوزه ها را به هم ریخت. اخفش: نام مستعار برخی عزیزان (توضیح جناب اخفش یک بز هم داشت!). اخم: پاسخ قاطع دستگاه قضایی به اراذل و اوباش دستگیر شده توسط ماموران نیروی انتظامی!. البوسه: ج لباس.

آفتاب دلیل آفتاب

ادامه مطلب ...
تو را با کهنه بزرگ کردم(طنز)

این روزها مادرم زیاد غر می‌‌زند دایم صدایش از توی اتاق یا آشپزخانه بلند است که چراغ‌ها را خاموش کنید آب را ببندید. یا یک‌بند می‌گوید سبزی خریده‌ام فلان تومان، پودر شده فلان تومان، نان‌ها کوچک شده است، فلان چیز را دیروز خریده‌ام فلان قیمت امروز خریده‌ام بهمان قیمت و…. این روزها مادرم زیاد غر می‌‌زند دایم صدایش از توی اتاق یا آشپزخانه بلند است که چراغ‌ها را خاموش کنید آب را ببندید. یا یک‌بند می‌گوید سبزی خریده‌ام فلان تومان، پودر شده فلان تومان، نان‌ها کوچک شده است، فلان چیز را دیروز خریده‌ام فلان قیمت امروز خریده‌ام بهمان قیمت و… می‌گویم مادر

ادامه مطلب ...
اضافه کاری شاعر (طنز)

اضافه کاری شاعر (طنز) شعری اندر مصیبت‌های شاعری از دکتر کاووس حسن‌لی. اول صبح شنبه از منزل. با امید و انرژی کامل. ظاهرم را کمی صفا دادم. ساعت هفت راه افتادم. چشمم اول در آن سحرگه شاد. به نگهبان پارکینگ افتاد. بر خلاف همیشه با خنده. زود آمد به محضر بنده. که: «خدا لطف‌ها به ما کرده. که مرا خادم شما کرده. نظرش باز بر من افتاده. دختر خوشگلی به من داده. اسم او را بگو چه بگذارم. البته چارتا دیگه دارم. اسم او جور باشه با همه‌مون. با من و بچه‌ها و با ننه‌مون». دست او تا رها شد از دستم. اسم‌ها را گرفتم و جستم. با شتاب آمدم به دفتر کار. دیدم آنجا کسی به

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه