شعر و داستان کوتاه

باز ایستید و فرود آیید

ورود کاروان امام‌ حسین (ع) به سرزمین نینوا به روایت فیض‌الدموع بخش ادبیات تبیان. «فیض الدموع» از جمله مقاتل عاشوراست که در حوالی سال 1283 قمری توسط میرزا محمدابراهیم نواب تهرانی ملقب به «بدایع‌نگار» (1241- 1299 ق) تصنیف شد. بدایع‌نگار از رجال فرهنگی سیاسی عهد قاجار است که چندی عهده‌دار معاونت وزارت علوم و مدتی نیز منشی وزارت خارجه بوده است. او در فیض الدموع با استفاده از منابع مهم واقعه عاشورا، به‌ویژه کتاب «لهوف» سیدبن‌طاوس، با زبانی شیوا به شرح واقعه کربلا پرداخته است. دقت نظر و اهتمام مولف در سنجش اعتبار روایات تاریخی، فیض‌الدموع را برخلا

ادامه مطلب ...
نقل است

نقل است. سه حکایت از لطایف الطوایف و تذکره الاولیا. فقیهی کامل زنی داشت به غایت دانا، روزی آن فقیه زن خود را دید که به نردبان بالا می رفت ،چون به نیمه رسید ، فقیه گفت : اگر بالا روی به طلاقی و اگر فرود آیی به طلاقی، و اگر بر جای خود مکث کنی به طلاقی!. زن فی الفور از نردبان خود را به زیر انداخت. فقیه او را آفرین کرد و گفت: اگر من نمانم ، تو توانی که مسایل شرعی را جواب نویسی. برگرفته از : لطایف الطوایف. ***. نقل است که جنید یک بار به عیادت درویشی رفت و درویش می نالید، گفت: از که می نالی؟ درویش خاموش شد. گفت : این صبر با که می کنی؟ درویش فریاد بر

ادامه مطلب ...
ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن

ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن از مقالات خواجه عبدالله انصاری. ای درویش بر سه چیز اعتماد نکن بر دل و بر وقت و بر عمر. بدانکه، هر که ده خصلت شعار خود سازد در دنیا و آخرت کار خود سازد:. با حق به صدق، با خلق به انصاف، با نفس به قهر، با بزرگان به خدمت، با خُردان به شفقت، با درویشان به سخاوت،‌با دوستان به نصیحت،‌با دشمنان به حلم، با جاهلان به خاموشی، با عالمان به تواضع. خواجه عالم 1 را پرسیدند که چه فرمایی در حق دنیا؟ حضرت فرمودند که: چه گویم در حق چیزی که به محنت به دست آرند و به دنیا نگاه دارند و به حسرت بگذارند. دنیـــا همـه تلــخ است بســان زهــر

به سه چیز اعتماد نکن

ادامه مطلب ...
حق‌تعالی به هر كس سخن نگوید

حق‌تعالی به هر کس سخن نگوید گزیده‌ای از مقالات فیه‌مافیه مولانا. نثر عرفانی یکی از مهم‌ترین گونه‌های نثر فارسی است که از طرفی باید پیچیده‌ترین احساسات و نیازهای انسانی را شرح می‌داد و از طرفی باید ساده می‌بود تا مخاطب آن را بفهمد. بخش ادبیات تبیان. این سادگیِ گاه افراطی به خاطر آن بود که هر جور آرایه و پیرایه را مخدوش‌کننده‌ی فهمِ معنا می‌دانست. نثر عرفانی در این تناقض ساخته می‌شد، هر چند که در دوره‌هایی سجع و آرایه‌های ادبی که از عربیتِ متونِ ترجمه به زبان فارسی می‌تراوید، نثرِ عرفانی را مسجع، موزون و مقفا می‌کرد اما تقریبا همیشه به سادگی وفا

ادامه مطلب ...
پیرمردی که جوز می کاشت

داستانی از سیاست نامه ( سیر الملوک ) خواجه نظام الملک طوسی و دیدگاه رهبر انقلاب درباره این کتاب . فرآوری: زهره سمیعی- بخش ادبیات تبیان. درفصل سی و ششم کتاب سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی - وزیر مقتدر سلجوقیان - که به کوشش دکتر جعفر شعاع تصحیح گردیده ، داستان انوشیروان و پیرمردی که جوز می کاشت آمده است. این داستان به جهت آشنایی با سبک و سیاق نوشتاری خواجه نظام المللک درسیاستنامه در آن دوران قابل توجه است :. رسم تخمه ساسانیان چنان بوده است که هرکه پیش ایشان سخنی گفتی و یا هنری نمودی که ایشان را خوش آمدی، زفان ایشان برفتی که " زه ". چون بر زف

ادامه مطلب ...
گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی

مقاله حاضر، پس از نگاهی گذرا به تاریخچه زبان و ادبیات فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، ادبیات حماسی و اقسام حماسه، ادبیات غنایی و ساختار آن و ادبیات تعلیمی و جایگاه این نوعِ ادبی را در زبان فارسی بررسی و سپس خوانندگان گرامی را با نثر فارسی و سیر تحول آن آشنا می کند. در پایان نیز چند متن برای نمونه، از هر کدام از این انواع ادبی ارائه شده است. پیدایش ادب فارسی دوره اسلامی ادبیات فارسی در دوره اسلامی پس از وقفه ای کوتاه، از نخستین سده های ظهور اسلام با الفبای عربی پدید آمد که در واقع ادامه ادبیات پیش از اسلام بود. بنابراین، می توان گفت فارسی در

گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی تاریخچه ادبیات کهن گذری بر ادبیات فارسی

ادامه مطلب ...
نثر  کهن فارسی

نثر کهن فارسی. مقاله حاضر، پس از نگاهی گذرا به تاریخچه زبان و ادبیات فارسی از روزگاران کهن تا عصر حاضر، ادبیات حماسی و اقسام حماسه، ادبیات غنایی و ساختار آن و ادبیات تعلیمی و جایگاه این نوعِ ادبی را در زبان فارسی بررسی و سپس خوانندگان گرامی را با نثر فارسی و سیر تحول آن آشنا می کند. در پایان نیز چند متن برای نمونه، از هر کدام از این انواع ادبی ارائه شده است. گذری بر تاریخچه ادبیات کهن فارسی. نثر. نثرنویسی، بخش دیگری از ادبیات فارسی است که همواره تحت الشعاع شعر فارسی قرار گرفته است. پیش از آغاز بحث باید گفت که تمام متن های منثور فارسی را نمی ت

نثر کهن فارسی نثر کهن نثر فارسی

ادامه مطلب ...
دعوی خدایی چگونه می کنی؟!

آورده اند که چون کار بقراط حکیم بالا گرفت و حکمت خود در بسیط عالم بسط کرد، عزلت اختیار کرد و در غاری رفت و هم آنجا تنها روزگار میگذاشت تا پادشاه وقت را علتی پدید آمد و طبیبان از معالجت عاجز شدند. پس رسولی به بقراط فرستاده او را استدعا کرد تا ملک را معالجت کند. حکایاتی از جوامع الحکایات عوفی: فرعون خوشه ‏اى انگور در دست داشت و تناول مى ‏کرد. ابلیس نزدیک او آمد و گفت: هیچ‏کس تواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید سازد؟. فرعون گفت: نه، ابلیس به لطایف سحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت. فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردى هستى!. ابلیس سی

ادامه مطلب ...
با بیهقی

من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم. دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم. دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. بونصر پیغام

بیهقی

ادامه مطلب ...
زاغ و کبک نخجیر

زاغ و کبک نخجیر حکایتی از کلیله و دمنه‌ی نصرالله منشی. واقف شدم و پیش از آن که روی به حکم آرم شما را نصیحتی خواهم کرد، اگر به گوش دل شنوید، ثمرات آن در این دنیا نصیب شما گردد و اگر بر وجه دیگر حمل افتد، من باری به نزدیک دیانت و مروت خویش معذور باشم. زاغ و کبک نخجیر زاغ گفت کبک نخجیری 1 با من همسایگی داشت و در میان به حکم مجاورت 2 قواعد مصادقت مۆکد گشته بود. 3 در این میان او را رغبتی افتاد و دراز کشید. 4 گمان بردم که هلاک شد. و پس از مدت دراز، خرگوشی بیامد و در مسکن او قرار گرفت و من در آن مخاصمتی نپیوستم. 5 یک چندی بگذشت، کبک نخجیر باز رسید.

زاغ کبک زاغ و کبک زاغ و کبک نخجیر

ادامه مطلب ...
روباه و كفشگر و اهل شارستان

روباه و کفشگر و اهل شارستان حکایتی از سند باد نامه اثر محمد ظهیری سمرقندی. چون کار کفشگر به نهایت رسید، شبی بیامد و نزد رخنه شارستان، که روباه درآمدی مترصّد بنشست، چون روباه از رخنه در آمد، رخنه محکم کرد، و به خانه آمد. آورده‌اند که در روزگارِ گذشته، روباهی، هر شب به خانه کفشگری در آمدی و چرم پارهها بدزدیدی و بخوردی؛ و کفشگر در غصّه میپیچید، و روی رستگاری نمیدید، که با روباهِ دزد، بسنده نبود، چه زبون شده بود. بیت (هزج) عادت چو قدیم شد طبیعیت گردد. چون کار کفشگر به نهایت رسید، شبی بیامد و نزد رخنه شارستان، که روباه درآمدی مترصّد بنشست، چون روباه

ادامه مطلب ...
محمود لقبی تازه می خواهد

محمود لقبی تازه می خواهد گزیده حکایتی از سیر الملوک. طرح توطئه زمانی شکل می‌ گیرد که سلطان محمود تصمیم می ‌گیرد برای رسیدن به هدفش (گرفتن القاب بیشتر از خلیفه) دست‌ خطی را که خلیفه به رقیب او، خاقان اجل، نوشته از خزانه خاقان بدزدد. برای عملی کردن این مقصود، محمود زنی زیرک را مانند یک کارآگاه خصوصی استخدام می ‌کند. خواجه نظام ‌الملک طوسی (485- 408 ق)، وزیر قدرتمند آلب ارسلان و ملک‌ شاه، در سیرالملوک کوشیده است طرحی از اندیشه سیاسی خود را در قالب اندرزنامه ‌ای برای تدبیر کار ملک تدوین کند. اندیشه‌ ای که در عین توجه به گزاره ‌ها و اعتقادات و اصو

ادامه مطلب ...
«بزرگامردا!»

«بزرگامردا!» «بزرگامردا!» بریده ای از تاریخ بیهقی. بستان، در هر کیسه هزار مثقال زر پاره است؛ بونصر را بگوی که زرهاست که پدر ما رضی اللّه عنه از غزو هندوستان آورده است و بتان زرین شکسته و بگداختی و پاره کرده و حلال‎تر مالهاست و در هر سفری ما را ازین بیارند تا صدقه‎ای که خواهیم کرد حلال بی‎شبهت باشد ازین فرماییم. . . [سلطان مسعود گفت‎]: “و چون نامه‎ها گسیل کرده شود تو باز آی که پیغامی است‎ سوی بونصر در بابی تا داده آید. گفتم چنین کنم، و بازگشتم با نامه توقیعی و این حالها را با بونصر بگفتم، و این مرد بزرگ و دبیر کافی رحمه اللّه علیه بنشاط قلم

ادامه مطلب ...
بازخوانی سیرت رسول الله (ص) 

بازخوانی سیرت رسول الله (ص). توامانی مقام ادبی و تاریخی نزد متون نظم و نثر فارسی خاصیتی است که در کمتر زبانی یافت می شود . سیرت رسول ا. به انشای رفیع الدین اسحاق و ترجمه ی ابن هشام از همین نمونه آثار است . قوت کلام در عین وفاداری به تاریخ . سیرت رسول ا. مرجعی است که گزیده هایی از آن در تواریخ دیگر نیز مورد استفاده قرار گرفته است. و در سخا از همه بهتر بود و در شجاعت از همه بیشتر بود و در فصاحت از همه نیکوتر و تمام تر بود و در عهد و پیمان از همه درست تر بود و در خوی و خلق از همه نیکوتر بود و در تعیّش با مردم از همه بزرگ تر. بر بدیهه، چون وی

سیرت رسول الله

ادامه مطلب ...
جمعِ سواد عالم

جمعِ سواد عالم گزیده ای از داستان تَوَدُّد، کنیز هزار و یک شب. جذابیت داستانِ تَوَدُّدِ کنیز، تنها در همه‌چیزدانیِ او یا طرح نجاتِ خاصِ آقایش نیست، در جمع‌کردنِ کلِ سوادِ دوره‌‌ایست که داستان، تنها رسانه‌ی آموزشی بوده. تودد، نمادی از حکیمِ همه‌چیزدانِ شرقی است، نمونه‌ای کامل از آن‌چه در فرهنگ شرقی، آدمِ باسواد انگاشته می‌شده. تَوَدُّد، کنیزی است که آقایش مثل همه‌ی داستان‌های شرقی، ثروت پدری را بر باد داده و به افلاس افتاده و به آقایش اصرار می‌کند که او را پیش هارون ببرد تا توانایی‌های خود را عرضه کند و آقایش را از این وضع نجات بدهد. آقایش با

ادامه مطلب ...
یک طفل از من، یک خواهر از تو

یک طفل از من، یک خواهر از تو گزیده نامه های میرزا محمد هاشم طباطبایی در سفر حج. میرزا محمد هاشم طباطبایی از سادات و بزرگان تبریز در عصر ناصری به زیارت خانه خدا می رود. در این مسیر طولانی اما از خانه و خانواده بی خبر است. میرزا محمد هاشم طباطبایی از سادات و بزرگان تبریز در عصر ناصری به زیارت خانه خدا می رود. در این مسیر طولانی اما از خانه و خانواده بی خبر است. چند نامه می نویسد که بی جواب می ماند و دلواپسی اش بیشتر می شود. دخترش مرده و کسی دستش نمی رود برای میرزا محمد بنویسد. میرزا محمد دلشوره ی مردانه دارد، از راه دور برای رتق و فتق امور می

ادامه مطلب ...
اما ملک الشعرا زنده است!

لحن روایت حاجی‌بابای اصفهانی، شوخ و زنده است. ‌در دکان پدر «اصول و مبادی دلاکی را به ضرب چوب آموخته» و پیش ملای محل، دوکلاسی سواد به هم می‌رساند وکم‌کم «جامع تیغ و قلم!» می‌شود. عثمان‌آغا، تاجر بغدادی از مشتریان مشت و مال، از حاجی‌‌بابا دعوت می‌کند تا برای سیاهه نوشتن و دستک بر داشتن، منشی و محررش باشد. حاجی‌‌بابا روانه سفر می‌شود و ماجراهای بسیار می‌بیند. سرانجام دلاک تیغ ران، به منشیگری اولین سفیر ایران در لندن می‌رسد. پست و بلند بسیار می‌بیند و بسیار سفر می‌کند. دست آخر در روزگار پیری کارپرداز شاه در دربار عثمانی می‌شود و از آنجا که «یک

ادامه مطلب ...
قصه ابراهیم با مرغان

اما این آیت که خدای ـ عزوجل ـ گفت: " و اذ قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی. قال اولم تؤمن؟ قال: بلی، ولکن لیطمئن قلبی، قال: فخذ اربعه من الطیر فصر هن الیک ثم اجعل علی کل جبل منهن جزاً. (1) ". این قصه چنان بود که بدان وقت که ابراهیم ـ علیه السلام ـ از مکه بازگشت و خواست که باز شام شود(2)و پیش از آن که از مکه برفت میان کوه مکه اندیشه همی کرد و به دل خویش گفت: بایستی که بدانمی که خدای ـ عزوجل ـ روز قیامت مرده را چگونه زنده کند. پس از خدای ـ عزوجل ـ اندر خواست، گفت: " ربی ارنی کیف تحی الموتی". گفت: یا رب مرا بنمای که روز قیامت مرده را چگونه زند

مرغان ابراهیم

ادامه مطلب ...
سیاست نامه / اندر شناختنِ‌ قدرِ نعمتِ‌ ایزد

اندر شناختنِ‌ قدرِ نعمتِ‌ ایزد،تعالی، ملوک را. شناختن قدر نعمت ایزد تعالی نگاه داشتِ رضای اوست،‌‌عَزَّ اسْمُهُ، و رضای حق، تعالی، اندر احسانی باشد که با خَلق کرده شود و عدلی که میان ایشان گسترده آید. چون دعای خلق به نیکویی پیوسته گردد، آن مُلک پایدار بوَد و هر روز زیادت باشد، و آن مَلِک از دولت و روزگار خویش برخوردار بوَد و بدین جهان نیکو نام بوَد و بدان جهان رستگاری یابد و حسابش آسان تر باشد که گفته اند بزرگان دین که:‌«المُلکُ بیقی مَعَ الکُفِر و لا بیَقی مَعَ الظُلمِ »، معنی آن است که ملک با کفر بپاید و با ستم نپاید. حکایت اندر این معنی. چنی

ادامه مطلب ...
قديمي ترين نثر فارسي

قدیمی ترین کتابی که به نثر پارسی دری به جای مانده است رساله ای است در احکام فقه حنفی تصنیف حکیم ابوالقاسم بن محمد سمرقندی که به خط محمد بن محمد حافظی معروف به خواجه پارسا استنساخ شده است این رساله که فقط یک نسخه قدیمی (و یک رونوشت آن) به جای مانده است از مقدمه شاهنانه ابومنصوری هم که معمولاً به عنوان قدیم ترین اثر باقی مانده نثر فارسی شمرده می شود قدیم تر است که تاریخ تألیف آن را حدود 315 هجری یعنی قریب 35 سال پیش از تألیف شاهنامه ابومنصوری شمرده اند . علامت دوستی خداوند ـ عزوجل ـ و دلیل صدق آن در فرمانها1 خدای ـ عزوجل ـ تقصیر ناکردن است و سنت2

قدیمی ترین نثر فارسی

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه